علم به خود و نتایج آن در باب علم باطنی نزد ژاک مریتن و نسبت آن با آراء ابن‌سینا

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت مدرس دانشکده علوم انسانی

2 استاد گروه فلسفه وحکمت دانشگاه تربیت مدرس

10.30497/ap.2020.75435

چکیده

مریتن فیلسوف نوتوماسی، ارکان علم انسان را ابژه، شیء خارجی و سوژه معرفی می‌کند. او دیدگاه برخی فلاسفه‌ی مدرن در باب علم به خود را به نقد گذاشته و قائل است علم عالم به خود نمی‌تواند مانند آن چه دکارت مطرح می‌کند، مبنایی برای سایر علوم انسان بوده، یا مانند آراء برخی اگزیستانسیالیست‌ها، موضوع اصلی فلسفه باشد. بلکه این علم که آن را "سوژه‌بودگی" می‌نامد، متأخر از علوم دیگر بوده و اساساً از طریق ابژه نیست؛ چرا که انسان پس از علم به اشیاء دیگر، متوجه می‌شود که خود فاعل و موضوع تمام ابژه‌ها است و به همین دلیل جایگاه و کاربرد متفاوتی از سایر معارف بشری دارد. از این رو علم سوژه‌بودگی معادل علم حضوری (علم به خود) در دیدگاه‌های ابن‌سینا است و بر این اساس می‌توان گفتگویی بین او و مریتن در باب"علم به خود" ایجاد کرد تا ضمن معلوم نمودن ریشه‌های سینوی آن، قابلیت آراء ابن‌سینا در حل مسائل امروزین فلسفی نیز خود را نشان دهد. از سوی دیگر مریتن در باب جایگاه و کاربرد این علم، آن را مبنایی برای علوم رمزی و باطنی می‌داند. او در این موضوع از دیدگاهای توماس فراتر رفته و وارد سنت باطنی‌ متأثر از دیدگاه‌های اشراقی سینوی می‌گردد.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

-

نویسندگان [English]

  • hosna homayoon 1
  • - - 2

1 -

2 -

چکیده [English]

-


دوره 24، شماره 63
بهار و تابستان 1399
صفحه 199-221